ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

سارینای مامان و بابا

هفته 18 بارداری

سلامممم نفس مامان ... سلام دخمل ناز و قشنگم دخمل مامان شما الان 18 هفته است که تو دل منی و من هر روز بیشتر از روز قبل بهت وابسته میشممم نمیدونی چقدر دوستت دارم  اونقدر که حتی یزرگترین و سخت ترین سختی ها و مشکلات به نظرم پوچ و بی خاصیت شده است عزیز دلم بابایی هم خیلی دوستت داره هر شب وقتی میاد بهت سلام میکنه و میبوستت و خیلی مواظب منو توئه وقتی بزرگ شدی خیلی دوستش داشته باش و حسابی بهش احترام بزار اون بهترین بابای دنیاست   بوووووووووووووووووووووسسس ...
5 خرداد 1392

شنیدن صدای قلب نفسم برای اولین بار

سلامممممممم سلامممممممممم صد تا سلام به روی  ماهت عزیززم حالت خوبه عشقم؟؟ امروز (25/11/91) با بابایی رفتیم سونوگرافی صدای قلب قشنگتو شنیدیم مامان جون نمیدونی چقدر از شنیدن صدای قلبت و دیدنت تو صفحه مانیتور خوشحال شدیم منو بابایی بغضمون گرفته بود  اصلاااا فکر نمیکردم انقدر عاشقت بشممم ولی خیلی زیاد عاشقت شدم خیلی زیاد  وقتی صدای قلب کوچولوتو شنیدیم برات کلی دعا کردم که الهی همیشه تو زندگیت خوشبختو خوشحال باشی قلبت در دقیقه 163 مرتبه میزد و قدت 18 میلیمتر بود فدای قد و بالات بشم من و 8 هفته و 2 روزت بود و رشدت الحمدالله عالی بود و 2 روز هم از سنت بزرگتر بودی ... مامان جون بمون تو دلم و حسابی رشد کن تا بزرگ بشی من ...
5 خرداد 1392

خبر مادر شدن

سلام عشق مامان سلام جیگر مامان حالت خوبه عزیزم؟؟  وااااای مامانی دیروز از وجودت تو وجودم آگاه شدمممم دیروز اولین و قشنگ ترین حس دنیا رو تجربه کردممم من دیروز (27/10/91) مامان شدممم نی نی خوشگل من این خاطرات مال توئه، مال تویی که یه روزی، یه ساعتی، یا لحظه ای با خودت فکر کنی که چرا مامان چرا تو رو به دنیا آورده و چقدر دوستت داره عشقممم. مامان جون وقتی از وجودت در درونم آگاه شدم خیلی خوشحال بودمو خیلی خوشحال هستم عزیزم حس پرورش یک انسان از وجود خودم در وجودم مرا به به ذوق زیادی تشویق میکند وقتی که حس میکنم معجزه ی خداوند  در درونم شکل میگیرد...از خوشحالی بال در میآورم فرزند نازنین عزیز تر از جانم خوب بزار از...
5 خرداد 1392